العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )

176

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

1 - ليت اشياخى ببدر شهدوا * جزع الخزرج من وقع الاسل 2 - فأهلّوا و استهلوا فرحا * ثم قالوا يا يزيد لا تشل . 1 - يعنى اى كاش بزرگان من كه در جنگ بدر جزع و فزع قبيلهء : خزرج را از آن زد و خوردها مشاهده نمودند مىبودند ( و ميديدند كه من چگونه از حسين انتقام آنان را گرفتم ) . 2 - پس براى اين عملى كه من انجام دادم اظهار فرح و خوشحالى ميكردند و مىگفتند : اى يزيد دستت بريده و شل مباد ، محمّد بن ابى طالب اضافه كرده كه يزيد گفت : لست من خندف ان لم انتقم * من بنى احمد ما كان فعل . يعنى من از نسل خندف نيستم اگر انتقام نگيرم از فرزندان پيغمبر از آن اعمالى كه انجام داد . در كتاب : مناقب بجاى كلمهء : خندف كلمهء : عتبه نوشته شده است . سيد بن طاوس و ديگران نوشته‌اند : زينب دختر على بن ابى طالب عليه السلام قيام كرد و فرمود : الحمد للَّه رب العالمين و صلّى اللَّه على رسوله و آله اجمعين خدا راست ميگويد كه فرموده است : سپس عاقبت آن افرادى كه بد رفتارى كردند اين شد كه آيات خدا را تكذيب و مسخره نمودند . اى يزيد ! تو گمان كردى : چون راه قطرهاى زمين و افق‌هاى آسمان را بر ما بسته‌اى و ما نظير اسيران سوق داده ميشويم ما نزد خدا خوار هستيم و تو نزد او گرامى خواهى بود . و اين موضوع نشان ميدهد كه تو نزد خدا اهميت دارى ! ؟ لذا با حالت بزرگ منشى به اطراف خود نظر ميكنى ، فوق العاده مسرورى از اينكه دنيا به تو رو كرده ، امور تو منظم و مرتب شده ، مقام سلطنت ما براى تو با صفا شده ، آرام باش ! آرام باش ! آيا قول خداى سبحان را فراموش كرده‌اى كه ميفرمايد :